برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 6:46
سارا از خاطرات رریدنتیش نوشته بود که : یه بار حین کشیش دلش پفک میخواد و اونقدر دلش خواسته وه وقت بوده معده اش سوراخ شه .بعد میره بخره که پفک تموم شده تو بوفه بیمارستان و اینا...
پولدار ها و ناز دارها خاطراتشونم شیرین و خواندنی هست...من دیروز دلم انجیر خواست پول نداشتم نخریدم از کنارشون رد شدم و رفتم :((
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 6:46
قسم میخورم که هیچ لحظه ای رو نداشتم
مگر اینکه یاد توام همراه من بوده ...
تو این سرما اونقدر بدنم داغ شده که علی رغم سرما خوردگی
پنجره ها رو باز گذاشتم و بخاری ها خاموش و چند لیوان آب سرد
خوردم تو تراس قدم زدم و برگشتم تو اتاق با پنجره های باز و موهامو
شونه کردم....
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 8:25
از وقتی که منتظر تو شدم
همه چیز گذشت الا این انتظار طولانی
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 8:25
خدایا پاسخی بده به اینهمه نیاز
به اینهمه گرما و عطش
اگر همه چیز ان توست چرا من را بی نیاز از
ساده ترین نیازها نمیکنی؟
* دلم میخواد سر بچمو بزارم رو سینم
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 8:25
دوباره یادم اومد. یاداوریشو دوست دارم
از رو صندلی خواستم بلند شم شکمم مانع میشد
البته یه کمی هم خودم شل کرده بودم و خودمو رو صندلی ولو کرده بودم
روسریم که افتاد یه دستم رو گذاشتم رو شکم با یه دست دیگه خم شدم
و برش داشتم و تا به تا از اتاق بیرون اومدم .
حاملگی بهترین خاطره یه زن میتونه باشه
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 8:25